الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
42
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
گرديد و نخستين كسى مىباشد كه قرآن را نقطهگذارى كرده است . جاحظ گويد : ابو الاسود در طبقات اعلام معدود است و در كليهء مراتب بر ديگران مقدم بوده و در همگى آنها اثرى ارزنده دارد ، بهطورىكه از تابعان ، فقيهان ، محدثان ، سرايندگان ، شرافتمندان ، سواركاران ، اميران ، خردمندان ، نحويان ، حاضرجوابان و از شيعيان بشمار مىآيد ، و سال 69 هجرى به بيمارى طاعون درگذشت « 1 » . شيخ ركن الدّين على بن ابى بكر حديثى در كتاب الركنى فى تقوية كلام النحوى كه كتاب بزرگى در علم نحو است مىنويسد : ابو الاسود دولى - كه استاد حسن و حسين عليهما السّلام است « 2 » - نخستين كسى است كه علم نحو را وضع كرد و گفته مىشود اين فن را از على عليه السّلام فراگرفته است . علت وضع نحو آن بود كه در روزگار عثمان زنى بر معاويه وارد شد و گفت : « ابوى مات و ترك مالا » پدرم مرد و ثروتى را باقى گذارد . معاويه از لحن كلام او اظهار تنفر كرد و به مجردى كه حضرت مولى على عليه السّلام از اين موضوع اطلاع پيدا كرد فن نحو را براى ابو الاسود ترسيم نمود و او را به اين علم راهنمايى فرمود . ابو الاسود ، نخست باب ياء و باب اضافه را تدوين كرد . پس از آن ، از مردى شنيد كه آيهء شريفهء « . . . أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ . . . توبه / 3 » . را به جر رسوله مىخواند . به دنبال آن باب عطف و نعت را تدوين كرد . در يكى از روزها دخترش به وى گفت : « ما احسن السماء » به ضم سماء و به عنوان استفهام ادا كرد ، يعنى چه چيزى در آسمان خوب است . ابو الاسود گفت : نجومها ( ستارگان آن ) . دختر گفت : منظورم از اين جمله سؤال از چگونگى صفا و طراوت آسمان بود . گفت : اگر نظرت اين بود بايد مىگفتى : « ما احسن السماء » احسن را به فتح تلفظ كنى . ابو الاسود به دنبال اين گفتگو باب تعجب و استفهام را وضع كرد . پس از آن ، پنج تن از دانشوران كه دو تن از آنها دو فرزندش عطا و ابو الحارث ، و
--> ( 1 ) - بغية الوعاة ، ج 2 ، ص 22 . ( 2 ) - ركن الدّين كه با مراتب امامت و معرفت آن مقام و الا ارتباطى نداشته ، پنداشته است كه امام هم مانند ديگران علوم و كمالاتش را از مردم عادى فراگرفته است ، لذا ابو الاسود را استاد حضرت امام حسين و امام حسن ( ع ) مىداند - م .